گنتار

گنتار به معنی رایحه و بو در پارسی کهن بوده است. این صفحه در ارتباط با رایحه، عطر ، ادکلن و موضوعات مرتبط ایجاد گردید.

گنتار

گنتار به معنی رایحه و بو در پارسی کهن بوده است. این صفحه در ارتباط با رایحه، عطر ، ادکلن و موضوعات مرتبط ایجاد گردید.

از آنجایی که بعضی از مطالب منتشر شده در سطح فضای مجازی در ارتباط با صنعت عطر، ادکلن و رایحه نادرست می باشد، این پیج در جهت اصلاح و گسترش تعاریف، دانش و اطلاعات در این زمینه و پالایش فرهنگ عمومی در این فضا ایجاد می گردد. خیلی از مطالب موجود در این صفحه قبلا توسط نگارنده و دوستانش در صفحه انجمن عطر ایران در فیسبوک ارائه شده اند. ولی بعلت عدم دسترسی و مشکلات ساختاری در فضای فوق الذکر، دوباره اینجا گردآوری و دسته بندی شده اند.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۳۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

۳۱
خرداد

یک عطر شرقی دیگه بر مبنای کهربا The Infidels از برند Agonist هستش. البته اگه کسی به شما نگه نمیفهمید که این عطر شرقیه و بیشتر حالت گلی- میوه ای داره. رایحه خودشو با یک بوی رز دوبل و کهربا شروع میکنه. مای رز بعلاوه رز ترکیه رگه های رز ترکیه یذره کار رو کوچولو حرمی میکنه اما در مجموع نه ، عطر حس خوبی داره و رزش بد نیست. 



بعد از چند لحظه بوی رز میره و جاشو به مگنولیا میده. کهربا اینجا جوریه که اگه از قبل ندونین توش کهربا هست سخت بشه تشخیص داد. بتدریج تم گل با یک حالت شیرین میوه ای تابستونی جمع میشه. اینکه چه میوه ایه بنظرم حالت انتزاعی داره و نمیشه گفت. ولی یچیزی تو خانواده آلوها. بعد چند ساعت که اون بوی گلی-میوه ای از بین میره بوی گرم کهربا تازه خودشو نشون میده که دیگه خیلی تو نت انتهایی این اتفاق میوفته و عطر خیلی رایحه اش ضعیف شده. پخش بو و ماندگاری این کار خیلی خوبه. 

  • علی ملتی
۳۱
خرداد

عطر Cafe Chantant توسط برند ایتالیایی Nobile 1942 در سال 2013 طراحی و عرضه شده. 



شروع عطر یکی از خوشمزه ترین رایحه های خوراکیه که تا حالا دیدم . انگار تو یک قهوه خونه نشستید و انواع رایحه های شیرین و خشمزه دور و برتون میچرخه. در عین حال که بوی وانیل میاد، رایحه حالت خامه ای نداره بلکه پودریه و با صمغ بنزویین حالت گرم و قهوه مانند پیدا کرده . کم کم که به سمت انتها میریم رایحه وانیل حضور داره ولی کمرنگ، اما اونچه حس میشه مربای آلبالوه! خوشمزه و شیرین با کمی از رایحه های گلی و مشک دور برش که البته خیلی کمند. رایحه اش مناسب پاییزه و بیشتر مردونه میزنه تا زنونه. پخش بوی متوسط و ماندگاری خوبی داره.

  • علی ملتی
۳۱
خرداد

عطر Myrrhe Ardente توسط Annick Goutal در سال 2007 به همراه دو عطر دیگه در سری عطرای شرقی اش عرضه کرد. همینطور که میدونین مثل اغلب عطرای برند اینو هم Camille Goutal و Isabelle Doyen با همکاری هم ساختن. عطر ساختار خیلی اغوا گری داره . شما نتها رو که نگاه کنید بشدت شما رو کنجکاو میکنه که این چه عطری میتونه باشه؟ تصورشو بکنین فقط مُر ، تونکا و بنزویین تو تاپ قرار دارن.



اما نتیجه؟ یک عطر که اگه ندونسته تستش کنید شما رو یاد سبکهای عطرایی با ترکیب کهربا-پتچولی میندازه. یک عطر گرم با شروع انگمی، کمی شیرین وبشدت شرقی. بالسامیک ، کثیف و حیوانی و خامه ای. فک کنم تونکا اینجا بشدت داره خودشو نشون میده. 
کسایی که عطرایی مثل شرگی رو تست کرده باشن با بوی عسل آشنایی دارن. با توجه به این که بیس عطر عسلیه و کاربرها هم خیلی احساس کردن اینو ولی من اون حالت عسلی شرگی رو تو این حس نکردم. ترکیب مر - تونکا ثابت و ادمه دار باقی میمونه تا نزدیکای انتهای عطر که همون حسن ختام معروف عطرای کهربایی خودشو نشون میده: بوی آشنای خشک شویی.
عطر بوی جدیدی نداره. یجور رقیق شده سایکودلیکه ولی من این تیپ بوها رو دوسشون دارم. پخش بوی بالایی نداره و ماندگاریش رو پوست من حدود 6 ساعته.

  • علی ملتی
۳۱
خرداد

نمیدونم تصوری که از یک عطر کمپلکس دارین چیه ، اما Amber Roja Dove قطعا یکی از آیکونها تو این زمینه است. وقتی این عطر رو بو میکنم یاد یک موجباز توی اقیانوس میوفتم که چطور از یک موج با مهارت و زیبایی به موج دیگه سر میخوره و یا تارزان که از یک شاخه به شاخه دیگه میپره.



عطر با بوی ترکیبی و ترش برگاموتی - مرکباتی - اسطوخودوسی شروع میشه اما خیلی طول نمیکشه که کثیفی پتچولی خودشو تو سینی کهربایی نشون میده. پتچولی بعد چند لحظه عین یک بندباز میره کنار و کهربا با یک بُعد گلی خیلی لطیف (رز و شمعدونی) و شیرینی وانیل و کومارین میاد تو صحنه. بعد که نمایششون تموم شد دوباره ترکیب کهربا و پتچولی با همکاری یذره رزین و ترشی ترنجی- مرکباتی دوباره میان تو صحنه برای مدت زیادی میان دار میدان هستند. 
در انتها بتدریج کاکائو و وانیل میان به میدون و عطر از ترشی به شیرینی تغییر ذائقه میده و بوش شبیه دکه این پشمک فروشیا میشه گرم و شیرین و خوشمزه.
در مجموع بوی این عطر بالسامیک، کمی کثیف ، کهربایی، گرم، ابتدا ترشتر و در انتها شیرینتر، وانیلی-کاکائویی هستش.

  • علی ملتی
۳۱
خرداد

من راستش خیلی از مشک و زیر مجموعه هاش خوشم نمیاد. عطر Musc Nomade Annick Goutal اما یک داستان دیگه داره. یک ترکیب خیلی خوب مشکی- کهرباییه. عطر با یک بوی شیرین متالیک از مشک شروع میشه منتهی از پیش بوی تار و گرم کهربایی حس و حال عطر رو عوض میکنه. ترکیباتی مث امبرت، لابدانوم و لوبیای تونکا اینجا برای تزیین اون کهربا استفاده شدن. 



فکر کنم اگه با یذره پچولی و یا سیوت رایحه رو چرکتر و حیوانی تر میکردن یک شاهکار از توش در میومد. در انتها هم بوی آشنای بیشتر عطرای کهربایی تکرار میشه. بویی شبیه اونچه اغلب تو خشک شوییها استشمام میشه.
پخش بوش متوسطه ولی ماندگاریش تا یکی دو ساعت خیلی خوبه منتهی منبعد یکدفعه افت میکنه و تا 6-7 ساعت بعدی خیلی نزدیک پوست میشه.

  • علی ملتی
۳۱
خرداد

کاری که هرمس با مرکبات میکنه انگار آتلیه قصد داره با آلو سیاه بکنه با اون بوی شیرین و مخملی و بنفشش. یبار با چرم اونو کار کرد و Gold Leather رو ساخت و یبار هم با خس خس. چیز مرگباری در ارتباط با Vetiver Fatal وجود نداره غیر از بوش که دل آدمو میبره و البته برای جیب که مرگباره! عطر با بوی بسیار باکیفیت، شفاف شیرین و مخملی وتیور و آلو سیاه شروع میشه، مرکبات خیلی در پس زمینه قرار داره و تا یمقدار عطرو ملسترش کنه منتهی خیلی جزیی و کم. 



عود عین استارته اینجا یذره رایحه رو سیاه و مردونه میکنه اولش بعد که استارت خورد از بین میره. وظیفه شفافیت و تازگی کار اینجا به گردن برگ بنفشه افتاده که یک حس آکواتیک به کلون میده و هر چی به سمت انتهای عطر پیش میریم حس چوبی سدر اینجا قویتر میشه البته نه اینکه غالب بشه فقط در حدی که حس بشه تا آخر عطر. برخلاف کارای دیگه آتلیه ماندگاری خوبی داره و پخشش هم متوسطه.

  • علی ملتی
۳۱
خرداد

عطر Le Parfum de Therese در دهه پنجاه میلادی توسط Edmond Roudnitska به عشق همسرش "Therese" ساخته شد و آنرا به وی هدیه کرد. تا وقتی ادموند زنده بود این عطر بطور اختصاصی توسط ترز استفاده میشد تا اینکه در سال 1996 که ادموند فوت میکنه . در سال 1999 خانه عطر مال پیش همسر ادموند میره و ازش میخواد فرمول یکی از کارهای تک و ناب وی را در اختیارشون قرار بده تا تولید کنند. اینجا بود که ترز فرمول ساخت این عطر رو به Frederic Malle میده و این عطر در سال 2000 به تولید انبوه میرسه.

ادموند در دهه 50 کارهای برجسته دیگری هم طراحی کرده بود که Diorissimo Christian Dior و Eau D`Hermes Hermes از آن جمله اند.



این عطر جزو یکی از کارهای بسیار کمپلکسه که بشدت تغییر فاز میده. در عین حال بسیار یکپارچه و یکدسته و شما نتها رو به راحتی در هر فاز نمیتونید از هم جدا کنید. فکر کنم در سالی که تولید شده با توجه به موادی که در آن زمان استفاده میشد دهه ها از عطرهای زمان خودش جلو بوده.

عطر با اولین اسپری که زده میشه با یک بوی آبکی و سبک از خربزه شروع میشه. خربزه رو کاملا حس میکنید. حالت آبکی و فِرِش اول اون کاملا بخاطر همین بو هست. بعد چند دقیقه اون حالت خربزه ای میره و یواش یواش عطر حالت تلخ ، سبز و تیره بخودش میگیره. بوی چرم شروع میشه، منتهی رایحه چرم اینجا یک حالت شیپغه و کلاسیک داره با یک ته بوی گلی-میوه ای. بعد از مدتی یواش یواش یاس میاد و بازی رو بدست میگیره. بوی یاس اینجا حالت سبک و تازه نداره. بسیار عمیق و ایندولیکه. این حالت تند و تیزیش یمقدار کار رو به رایحه های کلاسیک اون زمان نزدیک میکنه. بنظرم سایر گلها مثل رز و بنفشه بیشتر برای نقش دادن به یاس استفاده شدن و وجودشون حس نمیشه.

با گذشت زمان نتهای میوه ای عطر بالا میان و به موازات اون رایحه یاس کمرنگ و کمرنگتر میشه تو این فاز بوی عطر شبیه این آدامسهای میوه ای میشه که بسیار ناز و خوشمزه است.

در آخرین مرحله رایحه گلها کامل از بین میرن و اونچه باقی میمونه رایحه بینظیر میوه ایه . اینجا باز شما فقط حس میوه ای دارید و نمیتونید تشخیص بدین ترکیب چیاست. ولی ظاهرن از ترکیب دو نت اصلی نارنگی و آلو سیاه این رایحه بدست اومده.

در مجموع عطر حس گلی- میوه ای داره. پخش بوش ابتدا خیلی بالاست اما بتدریج کم میشه و به پوست میچسبه. ماندگاریش رو پوست من حدود 7-8 ساعته. این عطر مناسب استفاده در فصل های معتدل مانند بهار و پاییز می باشد.

پ.ن: علاوه بر بسته بندی خیلی خوب و شیشه های ناز. اسپری های فردریک مال یکی از بهترین اسپری هاییه که تا حالا دیدم. پخش مایع اون بینظیره. بنظرم برند در این زمینه از دقت و وسواس بالایی برخورداره.

  • علی ملتی
۳۱
خرداد

عطرYerbamate توسط Lorenzo Villoresi یک کلون سبز-کرمه که من خیلی نمی پسندم. راستش بوش یجوریه. همونطور که میدونین ماته یا چای اروگوئه یک دمنوش امریکای جنوبیه که خواصی هم براش قایل هستن.  این عطر با یک هجوم از رایحه های سبز شروع میشه. توشون خزه درخت بلوط رو حس کردم، اما نعناع رو که تو ترکیب ذکر شده نتونستم تشخیص بدم. 



یواش یواش عطر یک حسی مانند چای معمولی که خودمون استفاده می کنیم پیدا میکنه منتهی خیلی کوتاه و زودگذر. بعد یواش یواشظاهرا بوی ماته بلند میشه. من بوی ماته خالص رو تا حالا نبوییدم منتهی اینی که تو عطره اینگار رفتین توی انبار غلات روغنی یک چیزی مثل سویا. یک حس روغنی و چرب و در عین حال یک حس پودری که اون حالت چرب رو نزدیک به محصولات بهداشتی و آرایشی میکنه. اون بوی غلات مانند هم توش غالبه و تقریبا تا آخر عطر همینطوری باقی میمونه. پخش بوش خیلی نزدیک به پوسته اما موندگاریش متوسطه.

  • علی ملتی
۳۱
خرداد

تو یک روز بهاری شما رو میبرن به یک ساختمون مجلل و جلوی در حیاط پیادتون میکنن، شما مجبورین از جلوی در حیاط تا داخل ساختمون رو پیاده برین و این فاصله رو تو دو طرف عبور درختای یاس شیروانی (لیلاک) کاشتن پر از گلهای بنفش کمرنگ و خوشبو که سایه اشون رو رو سرتون انداخته و نمیذاره آفتاب اذیتتون کنه. گاه گاهی هم باد گلبرگهای لیلاک رو جدا میکنه و روی سر و شونه اتون میندازه! 



داخل ساختمون میشین در حالیکه دکوراسیون چوبی ساختمون بوی چوب رو به همراه بوی یاس شیرونی که باد داخل ساختمون آورده قاطی میکنه و جیر روی مبلها که حالت چرمی به اون رایحه میده! ای وای چه شروعی، یک رایحه بسیار جذاب و مفرح، بنفش کمرنگ از یاس شیروانی و شاید گل صد تومانی و بگمانم مشک سفید! نمی دونم. هر چی هست خیلی مدرن و دلنشینه. بعد بتدریج این رایحه گلی یک بعد میوه ای- ادویه ای بخودش میگیره ازتوت و فلفل، در انتها بالاخره جیر و کمی چوب هم حس میشه منتهی کل رایحه خیلی ملایم و لطیفه و خیلی مناسب برای فصلهای معتدله.

  • علی ملتی
۳۱
خرداد

این عطر در سال 2006 وارد بازار گردیده و توسط Marc-Antoine Corticchiato طراحی و در گروه شرقی-گلی طبقه بندی شده است.عطر با یک هجوم گلی-صمغی از رایحه پودری زنبق و مقادیری صمغ شروع میکنه. بسرعت رایحه نفتی چرم به مجموعه اضافه میشه با ابعاد دودی اضافه که ظاهرا از بخور بایست باشه. 



بعد از گذشت زمان در میانه، رایحه یک حالت چرک پیدا میکنه که کمی نعناع هندی و البته مقدار بیشتری از انواع انگُمها در آن قابل تشخیصن. در این مرحله بُعد گلی رایحه کمتر میشه و اما چرم هنوز قابل تشخیصه. عطر حالت پودری خودشو هنوز تا حد زیادی حفظ کرده و انگار که گرده خاکی چیزی روش باشه ، به اون شکل حضور داره. 
در مرحله بعد رایحه چرم میره و صمغها کم رنگتر میشن و بجاشون رایحه کهربایی ترکیب لابدانوم، تونکا و وانیل به همراه پودری زنبق رایحه رو تشکیل میدن. رایحه تغییر رنگ میده و قهوه ای میشه. گرم و شیرین. 
در انتها نیز آنچه باقی میمونه و قابل تشخیصه فقط وانیل هستش که گرم و شیرین نقش بازی میکنه.

پخش بوی عطر بسیار عالیه بطوریکه با دو تا پیس از سمپل، بو کل اتاق رو گرفت و ماندگاریش هم رو پوست من حدود 12 ساعت، بسیار عالی.

  • علی ملتی